زبانحال حضرت زینب سلاماللهعلیها با سر مطهر برادر در کوفه
شاعر : سیدرضا مؤید
نوع شعر : مرثیه
وزن شعر : مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن
قالب شعر : غزل
ای همسـفر! که با سر پاکـت سفر کنم خون گریم و بر این سر خونین، نظر کنم
قـرآن نـاطـقـم! به سـرم سـایه کردهای تـا در پــنــاه سـایـۀ قــرآن سـفـر کـنـم
خواهم سرت ز نیزه بگیرم، به بر نهم لیک از دراز دسـتی دشمن، حـذر کنم
شب تیره است و راه مخوف، ای هلال من! با نور روی تو، شب خود را سحر کنم
مبهـوت، دخـترت شده از دیدن سرت گاهی نظر به دختر و گاهی به سر کنم
با من گر ای حسین، نگویی سخن، مگو چون صبرِ بیشتر، ز غـمِ بیشتر کنم
با دخـتـر صـغـیـرۀ خود کـن تَـکـلـّمی کز بهـر آن سه ساله، گـمان خطر کنم
شعری به اشک و آه "مؤید" سرود و من امـضا بر این مقـاله ز خـونجگـر کنم
|